مهارت های زندگی

 
 

                   

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم.گفتی: فانی قریب من که نزدیکم (بقره/186)

 

 
 
 
 
شما اینجا هستید: خانه مهارت ها مهارت در ارتباط با خدا منازل کربلا
 
 

منازل کربلا

ایمیل پرینت

هر یک از یاران در منزلی به قافله سالار پیوست. یکی در منزل توبه یکی در منزل تسلیم یکی در منزل ایثار یکی در منزل فقر یکی در منزل طمانینه یکی در منزل محبت یکی در منزل غربت یکی در منزل مشاهده یکی در منزل سُکر یکی در منزل معرفت، چه قافله ای! پیر روشن ضمیر بیابان به بیابان، شهر به شهر، کو به کو گشت و گشت و یکی یکی یارانش را گرد آورد.

 

گویی قیامتی بود و حشری. چشمه ها جوشیدند و خروشیدند و به اقیانوس ریختند و در بیکرانگی اش پنهان شدند.

 

شهر از عشاق خالی بود. صدای قهقهه مستی دنیا در کوچه ها پیچیده بود. گرد غربت بر قرآن نشسته بود. بوی تعفن لاشه های دنیازدگان آزار دهنده بود. مردی از خویش بیرون آمده بود تا کاری بکند.

 

شعله ای دیده بود و ازین مشاهده آتش شوق شررها به جانش افکنده بود. خان و مان و نام و نشان و صلاح و مسجد و بیت و حج را رها کرده بود شتابان به شوق وصال. إِذْ رَءَا نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُواْ إِنىّ‏ِ ءَانَسْتُ نَارًا لَّعَلىّ‏ِ ءَاتِيكمُ مِّنهَْا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلىَ النَّارِ هُدًى(10)فَلَمَّا أَتَئهَا نُودِىَ يَمُوسىَ(11) إِنىّ‏ِ أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ  إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى(12) او بیخبر از همه، دامن کشان به کوی وصال و همه افتان و خیزان و گریان در پی او. بوالعجب کاری! پیدا گشته بود و پنهان. ثمُ‏َّ دَنَا فَتَدَلىَ‏(8) فَكاَنَ قَابَ قَوْسَينْ‏ِ أَوْ أَدْنى‏ خورشیدی که در میانه آسمان می درخشید و دیده توان نگاه در آن نداشت.چه کسی دانست که او پایین آمد یا بالا رفت؟ برزن به برزن همراه مسافران غریب شد یا پر کشید و اوج گرفت و در آسمان بی انتهای دیدار از دیده ها گریخت. اینک پرده نمایشی برای به تماشا گذاشتن عشق، عشق دو دوست. اینک هنگام تماشای نیاز عاشق و ناز معشوق. اینک فراخوانی عام برای شهود بزم محبت که گدایی به شاهی مقابل نشیند. مصطفی آیات را خواند و همه شنیدند و اکنون وقت دیدنش بود.

 

وَ قَالَتِ اخْرُجْ عَلَيهِْنَّ  فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبرَْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيهَُنَّ وَ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا هَاذَا بَشَرًا إِنْ هَاذَا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ(31) یوسف را گفت که بیرون شو و چو او را دیدند در بزرگی اش سرگشته شدند و دست ها بریدند.

 

حر در منزل توبه به کاروان پیوست. توبه بازگشت به محبت خداست. إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ دل که بیدار شود راه برای بازگشت هموار می شود. حر از ورود امام به کوفه جلوگیری کرد اما به امام اقتدا کرد و نماز گزارد. توبه که حقیقی باشد حر نیز می تواند بازگردد. هرکس وارد منزل توبه شود به کاروان پیوسته است، مانند حر.

نظرات   

 
#1 مریم 1393-09-23 17:09
:roll: خیلی زیباست
نقل قول
 

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 
 
 
 

پیشنهادات  شما

نام
Please let us know your name.
پست الکترونیک
Please let us know your email address.
پیشنهاد
Please let us know your message.

معرفی  مشاورین